سردار حاج خان محمد شهنوازي
سردار حاج خان محمد شهنوازي
وي در سال 1300 هجري شمسي در روستاي گزو از توابع پشتكوه شهرستان خاش ديده به جهان گشود. در اين هنگام پدرش سردار خوبيار خان زعامت قوم شهنوازي را برعهده داشت. كه پس از سالها زندگي پرخير و بركت در سال 1335 شمسي درگذشت. و فرزند ارشدش حاج خان محمد شهنوازي با كوله باري از تجربه رهبري طايفه را بر عهده گرفت. رهبري ايشان در قوم شهنوازي مصادف بود با رهبري سرداران بزرگي همچون سردار مهرالله خان ريگي ( سردار طايفه ريگي) و سردار حاج امير خان كرد ( سردار طايفه ميربلوزهي و كرد و سهراب زهي ) در خاش . ايشان سالها با درايت و ايماني كه داشت موجب صلح و آشتي در منطقه بلوچستان گرديد . بسياري از درگيري هاي خونين قومي كه توسط بدخواهان بلوچ در بين طايفه هاي مختلف درست مي شد با درايت و تدبير مناسب سردار حل و فصل گرديده و موجب مي شد تا مهر و محبت مردم نسبت به اين زعيم دلسوز افزايش يابد. در اوايل انقلاب هنگامي كه تشخيص داد شايد حقي از مردم بلوچ تضييع مي شود كوله بار سفر به ديار غربت را بسته و گفت من اگر نتوانم مشكلات قوم بلوچ را در ايران حل كنم ديگر در اين سرزمين جايي براي من نيست. سالها پس از انقلاب وقتي دولتمردان متوجه شدند كه چه وزنه سنگيني براي امنيت ايران را از دست داد ه اند توسط ديگر بزرگان بلوچ از وي خواستند تا به ايران بازگردد و امنيت منطقه را سامان دهد. سرانجام سردار حاج خان محمد شهنوازي كه بعد از وفات مرحوم سردار مهرالله خان سردار حاج امير خان مرحوم سردار حاج الله رسان و سردار خليل خان و شريف خان آخرين بازمانده سرداران بزرگ سرحد بود و به تنهايي بار فراق دوستان ديرين و رهبري اقوام فوق را بر دوش مي كشيد در تاريخ چهارشنبه 30/11/1385 در سن 85 سالگي چشم از جهان فرو بست و به سراي جاويد شتافت.
lashkar khan
سردار لشکر خان گمشادزهی در سال 1264 در روستای کوه سفید بدنیا آمد پدرش سردار پهلوان گمشادزهی بود که در اولین جنگ با دایر در روستای گزک سنگان به شهادت رسید و در روستای دروک سنگان بخاک سپرده شد زندگی سیاسی سردار لشکر خان با شهادت پدر شروع شد پس از شهادت پدر عمویش به مدت هفت ماه سرداری قوم گمشادزهی را بر عهده داشت مهمترین هدفش گرفتن انتقام خون شهدای گزک سنگان و گشت بود . در حماسه دره نالک به اتفاق برادرش خداداد توانست مهمترین آرزوی خود یعنی کشتن قاتل پدرش را برآورده کند و با دست خود نواب بلند خان مری را که قاتل لشکر خان بود به درک واصل کند پس از کشتن نواب بلند خان مری چنان خشنود گردید که خستگی تن را فراموش کرده و شجاعانه در مقابله ارتش بریتانیا ایستاد و بسیاری از نیروهای انگلیسی را تارو مار کرد با وجود بصیرت و شجاعت زیادی که داشت در اغلب جنگ ها به عنوان یک سرباز شجاع انجام وظیفه می نمود و هیچ ادعایی نداشت رعایت حق مردم تواضع و فروتنی از ویزگی های او بود سرانجام پس از سالها جنگ در راه خدا در سال 1335 بر اثرخوردن زهر جان به جانان تسلیم کرد و در دهستان گشت سراوان به خاک سپرده شد
شهسوار خان یار محمد زهی
شهسوار خان یار محمد زهی
در سال 1270 بدنیا آمد پدرش بجار نام داشت. زندگی سیاسی او همزمان با ورود زنرال دایر و حمله وی با همکاری سردار جیند خان یار محمد زهی به پاسگاه های انگلیس در نوشکی و ساندیک و کاروانهای نظامی انگلیس در داخل خاک هند آغاز شد .او مردی دانا شجاع و زیرک بود و عالی رتبه ترین مشاور سردار جهیند خان یار محمد زهی محسوب می شد در بدو ورود دایر به سرحد مدافعان سرحد به فرماندهی سردار جیهند خان یار محمد زهی در روستای گزک سنگان در دو کیلومتری محل استقرار زنرال دایر اتراق نمودند پس از مشورت با سردارپهلوان گمشادزهی سردار جیند خان یارمحمد زهی شهسوار را به نمایندگی از خود به نزد دایر فرستاد و به او پیام داد که ما قصد صلح و مذاکره داریم ولی چون شما کافرید و ما مسلمان دین ما اجازه نمی دهد مسلمان به دست بوس کفر برود دایر با شنیدن این پیام دست به حیله زد و گفت شما حسن نیت نشان داده اید و به استقبال آمده اید اکنون چون حرمت مسلمانی اجازه نمی دهد اشکالی ندارد ما به استقبال شما می آییم شهسوار این پیام را به مدافعان سرحد رساند و آنها منتظر ورود دایر بودند که خود را در محاصره دیدند و جنگ آغاز شد تا غروب آفتاب مردانه جنگیدند و دو تن از بهترین جنگجویان آنها پهلوان گمشادزهی فرزند لشکرخان و ولی محمد یارمحمد زهی فرزند جیند خان به شهادت رسیدند پس از آن که دایر دید کاری نمی تواند بکند تا روستای کمال آباد آنها را تعقیب کرد و با اشغال این روستا به خاش حمله نمود پس از سقوط خاش توانست محمد حسن خان کرد را از حکومت به پایین کشد و حکومت ملوک الطویفی کردها را در خاش منقرض سازد گرچه تا سالها بعد حاکمان کرد در تمین کوشه تمندان و زابلی بر مسند حکومت بودند پس از فتح خاش سرداران بلوچ از جمله شهسوار درصدد باز پس گیری این شهر افتادند ولی چون سلاح های آنها قدیمی بود شهسوار ماموریت یافت برای دریافت سلاح های جدید با آلمانی ها مذاکره کند وی با نامه سردار جیهد خان عازم نرماشیر شد و از آنجا به بم برود ولی دایر از ماموریت شهسوار اطلاع پیدا کرد و قبل از خروج وی از خاش او را دستگیر نمود و حکم اعدام داد ولی با وساطت گل بی بی یار محمد زهی فرزند هیدل حکم او لغو شد وی سرانجام پس از سالها مبارزه در سال 1329 رخت از جهان فرو بست و در گزو به خاک سپرده شد
